تبليغاتX
خیلی دوست دارم میدونی ....؟




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





دیگه تموم شد...

 

دفتر عشـــق كه بسته شـد

دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم

خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

اونیكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم

غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

از دســـت قــــلبم شاكیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

چــــــــراغ ره تـاریكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم

دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو

آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه

بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو

ازاون كه عاشقــــت بود

بشنو این التماسرو
ــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــ

ـــــــــــ

ـــــــ

ــــ
ــ
 
ـ

 

                   

                     

 

 

      


[+] نوشته شده توسط نازنین عاشق در 22:26 | |







تلافی...

 

یه روز می گفتم عاشقم، اما دیگه نمی تونم

تقصیر هیچ کس دیگه نیست، قصه ما تموم شده

حیف همه خاطره ها ، به پای کی حروم شده

دروغ می گفتی که برم، از بی کسی دق می کنی

اشکاتو باور ندارم ، بی خودی هق هق می کنی

یادم می افته لحظه ای که دست تو رو شد برام

قسم می خوردی پیش من ، که جز تو عشقی نمی خوام

دست خودم نیست که دیگه ، هیچ کسی باور ندارم

این چیزها تقصیر تو هست، تلافیشو در می یارم

                               ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 


[+] نوشته شده توسط نازنین عاشق در 0:8 | |







تنهام گذاشتی رفتی و نمیدونستی دل من چقدر ترو میخواد

 

به نام تنها مکانیک قلبهای تصادفی
 
 
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم
 
 دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم
 
دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم
 
خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي
 
پرستش
 
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد
 
 نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
 
انقدر برايت در زمين ستاره كاشته ام كه ابرها هم رو سفيد شده اند !زيبا
 
چشمهاي بارانيم پر از دلواپسي است دلم تنگ است حواسم پرت تو باز هم
 
 ميگويي حوصله كن انقدر برايم نوشته اي حوصله كن نازك من كه ديگر
 
باورم شده دوستم داري
 
 
 
                          
 
 
                            
چنان دلگيرم از دنيا، که خود را هم نمي خواهم به اين زخم دل خونين دگر 
 
مرهم نمي خواهم همه نامهربانانند در اين دنياي پرتزوير چنين شد حاصل
 
عمرم...که جز مرگم نمي خواهم

 

 
 
 
 
 
 
 
 

[+] نوشته شده توسط نازنین عاشق در 23:55 | |







زهر عشق ...؟

بذار يواش شروع كنم

سلام گلم . همنفسم
آرزوهام راضي شدن ديگه بهت نمي رسم
گفتم چيا گفتي بهم؟ گفتي كه آينده داري
دنيا همش عاشقي نيست گريه داري. خنده داري
گفتم كه گفتي من باشم به لحظه هات نمي رسي
به قول دل شايد دلت گرو باشه پيش كسي
خلاصه گفتم كه چشات قصدرسيدن نداره
روياها كاله و دسات خيال چيدن نداره
گفتم كه گفتي زندگيت غصه داره . سفر داره
هم واسه من. هم واسه تو. با هم بودن خطر داره
گفتم تو گفتي روياها مال شباي شاعراست
شهامتو كسي داره كه شاعر مسافراست
مسافرا اون آدمان كه با حقيقت مي مونن
تلخياشو خوب مي چشن . غصه هاشو خوب مي دونن
گفتم فقط مي خواي واست يه حس محترم باشم
عاشقيمو قايم كنم تو طالع تو كم باشم
گفتم كه گفتي ما دوتا به درد هم نمي خوريم
ولي يه جا مثل هميم. هر دو مون از غصه پريم
گفتم تو گفتي مي تونيم يادي كنيم از همديگه
اما كسي به اون يكي ليلي و مجنون نمي گه
گفتم تو گفتي سهممون از زندگي جداجداست
حرف تو رو چشم منه ..اما اينام دست خداست
هر چي كه تو گفته بودي گفتم به دل بي كم و بيش
حال خودم؟ نه راه پس مونده برام . نه راه پيش
دلم كه حرفاتو شنيد . اول كه باورش نشد
ولي نه. بهتره بگم .نفهميدش . سرش نشد
يه جوري مات و غمزده فقط به دورا خيره شد
رنگ از رخش . نه نپريد . شكست و مرد و تيره شد
بلور روياهام ولي . چكيد مثله خواب تگرگ
آرزوهام از هم پاشيد . رسيد ته كوچه مرگ
راستش ازم چيزي نموند . به جز همين جسم ظريف
خوب مي دوني چي ميكشه غريب تو خونه حريف
نگي چرا نوشته هام لطيف و عاشقونه نيست
روياو آرزو كه هيچ . حتي دل ديونه نيست
دوستت دارم . چه توي خواب . چه توي مرگ و بيداري
فداي يه تار موهات . كه منو دوستم نداري
مواظب آدما باش . زندگي گرگه مهربون
خداي روياي منم .. هنوز بزرگه مهربون

شاعر؟

 

 



[+] نوشته شده توسط نازنین عاشق در 0:4 | |







عشق شیرین من...

 

 

 

عشق شیرین من ...؟ 

در كوير خلوت دلم با لباني تشنه راه دشواري را در پيش گرفتم

مي دانم كه نياز به جرعه آبي دارم تا خود را با آن سيراب نمايم

در قلبم غوغايي است غوغاي عشق تو

نگاهت برايم همچون رودخانه ايي است كه هرگز درآن ركودي نيست

مي خواهم كه مرا به حال خود وا مگذاري و مرا هميشه با خود همراه سازي

بگذار تا از احساسات شيرينت لبريز شوم

بگذار تا به وسعت قلب پرمهرت دست يابم

زلالي عشقت را از من مگير، انشاي چشمت را برايم بخوان

 تا با شنيدن آن سرشار از شادي شوم

دريچه ي نگاهت را به روي من مبند مگذار تا نگاههاي محبت آميزت انتها يابد

بگذار تا با دلي سير به تماشايت نشينم و از عمق نگاهت سيراب شوم

تو در پاسخ به عشقم هميشه سكوت را اختيار كردي

 و هرگز به خود اجازه ندادي كه از لبانت شكوفه هاي عشق و محبت بيرون بيايد

 و بوي عطر خوش آنان مرا مدهوش كند

ای رویای دیرینه ي من بگذار روییدن نرگس را در نگاهت ببینم

بگذار باران عشقت بر من ببارد تا من در زير اين باران زيبا خود را سيراب نمايم

بگذار تا برگهاي خسته ي پاييزان به رقص عاشقي در بيايند

 تو را قسم به مقدسات عالم که بگذار کویر دلت به دریا راهی یابد

بگذار برایت همچون زلیخای یوسف باشم

بگذار تا جاودانگي عشق را در خود ببينم

بگذارتا صدف درياي دل من باشي

كه مرواريد درونش برايم درخشش عشق زيباي تو را داشته باشد

مي خواهم در كنار تو به اوج ابرها برسم

 ای ستارگان آسمان همه بدانید و راز مرا همیشه با خود همراه سازید

 که من او را چگونه دوست داشتم

 ای آفتاب عالم تاب بدان که همچون تو همیشه سوزان و پر نور بودم

 اما هیچگاه ابر غرور و تکبر او نگذاشت تا انوار طلایی خود را بر او بگسترانم  

عشق من در مهتاب آسمان دلت شعله كشيد

    پس پذيراي آن باش و پرده ي بي مهري را بر روي آن مكش

 

 

 

 

 

 


[+] نوشته شده توسط نازنین عاشق در 1:16 | |







خداحافظ تمام نا تمام ها....

 
خداحافظ تمام ناتمام ها


اگر
نفس هایم هنوز هق هق را نوازش نمیکند دلیل بر نشکستن بغض زخمی سینه ام نیست .... تقدیم به تمام آنان که ستاره هایشان در هجوم عشق نفس بریده است قرارم در هجوم بی قراری شکست....تاب ماندن و توان بودن در خود نمی یابم....التهاب پنجره فریاد میزند دوری ات را ....نگاهم سوخت از بس که شعله شد شبهای بی فانوس نبودنت را ....لالایی مهتاب مرثیه ی مرگ را نجوا میکند....ستاره ها نفس بریده اند و رنگ باخته اند در این ترانه ی عاشقانه....شعله ی نیمه جان شمع پر میدهد پروانه ی سوخته ی نگاهم را تا معبد حضور تو.....و تن تب دار آسمان تلخ ترین خاطره های نگاه غریبش را بدرقه ی راهم میکند.... آه...که چه سخت است نبودنت و در این نبودن ماندن....اینبار برای رفتن؛رفتنی که رنگ ماندن بر چهره دارد میگویم  خداحافظ....

 
www.hamtaraneh.com
 
 
تو اومدی دوباره ؟ ســــــلام !
از دیدنت نه از اومدنت خوشحالم خیلی وقت بود که دیگه سایه ات نگام رو آغشته
از عطر حضورت نمی کرد خوش اومدی ای مسافر !
باید بگم چه دیر اومدی یا چه زود دیر می شه....
چه زود خورشید کوله بارش رو بست و رفت چه زود آسمون تار شب خندید و ماه
رو پشت دستاش قایم کرد
پنجره رو نگاه کن بهش قول دادم که زود زود وقتی اومدی دوباره رو به نگاه تو بازش
کنم ولی هنوزم جای دستام روی شیشه اشک میریزه روی پنجره ای که هرگز باز نشد
قالی کنار اتاق رو ببین به شمار روزهای نبودنت هر روز یک گره بافتم میبینی به آخر
 رسیده تموم شد به خاموشی شکفت
تو اون شبهای بی ستاره که اشکام پیش نبودنت کم می آورد دلم می خواست برای
همیشه چشمام رو ببندم تا هیچی نتونه تو رو از آینه ی نگام بگیره تا آسمون نتونه
دوری تو رو فریاد بزنه تا پنجره نبودنت رو با درهای بسته اش رو قلبم زخم بزنه....
دلم می خواست دوباره سایه ات گرمی بخش نبض خیس خستگی هام باشه
شمع خاموش شد پروانه کنار شمع آرام نفس برید
تو هنوز اینجایی ؟ صدام رو می شنوی هم سفر  کوچه بن بست است خورشید طلوع
کرد حس میکنم گرمی دستاش رو نبض دریا تپیدن رو از سر گرفته
ای آشنا عمر هر آدمی به اندازه ی آرزوهایش است
سالهای نبودنت را برای بودنت آرزو میکنم
خداحافظ همین حالا....ای هم سفر !
 
خط آخر :
اي مسافر! اي جدا ناشدني! گامت را آرامتر بردار! از برم آرامتر بگذر...! تا به کام دل ببينمت... بگذار
 
 
 از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم! آه که نميداني... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند
 
 
www.hamtaraneh.com

[+] نوشته شده توسط نازنین عاشق در 15:27 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.j28.ir & www.bia2funny.ir & www.TakTemp.com